اسماعيل ناظم
مقدمه 26
دارونامه طوبا ( گزيده داروهاى مجرب پزشكى ايرانى ) ( فارسى )
و تركيب كافور با ماءالشعير براى مدقوق . ( كافور نيز به زودى اثر ماءالشعير را به قلب مىرساند ، جهت اختصاصى كه به قلب دارد و نيز تبريد قوى مىنمايد ) . * و تركيب مرخيّات محلّله با روادع نزد تزايد اورام . ( زيرا كه طبيعت مدبره بدن به اذن خالقها ، جلّ إسمه ، فعل و خاصيت هر يك را به جاى لايق خود مىرساند و از آن ، اين امور غريب و بعيد نيست كه امور دقيقهء خفيهء عاليه غامضه بسيار از آن صادر مىگردد ، زيرا كه خليفه عقل و نفس در عالم اجسام است ) . * چهارم از آنها آنكه منافات و مضادت داشته باشد به ارواح و قوا و بعضى اعضاء ؛ مانند افيون و ساير ادويهء قويهء سميّه و غير سميّه مسهله و غير مسهله كه محتاج به حافظ و مصلحاند . مثل : * افيون كه در ادويهء عين بدون زعفران ، و در اقراص و نزلهبندها بىزعفران و جند و مشك ، و همچنين در ادويهء قلبيه بدون آنها و به تنهايى استعمال آن جايز نيست براى آنكه مفنئ ارواح و قوا و مطفئ حرارت غريزى است * و ادويه قويه و مسهلات سميّه ( مانند سقمونيا و غاريقون و امثال آن ) كه استفاده از آنها بدون مصلحات ( مانند صمغ و كتيرا ) و حافظات قوا و ارواح و اعضاء ( خصوصا اعضاى رئيسه و عامة النفع مثل قلب و كبد و دماغ و معده و گرده و مثانه ) و بدون تشويه و تدبير جايز نيست . * و همچنين زنجار و امثال آن ، كه استفاده از آن بدون صموغ و موم و ادهان جايز نيست . * پنجم از آنها آنكه آن دوا كريهة الرايحه و يا بشع الطعم باشد و طبيعت آن را قبول ننمايد ؛ مانند حلتيت و صبر و خيارشنبر كه محتاج به اختلاط و امتزاج با دواى خوشبوى نيكوطعم ( مانند زعفران و عسل و و گلاب ) اند تا باعث قبول طبيعت و عدم نفرت و كسر سورت و رفع غائله و غثيان آنها گردد . * ششم از آنها آنكه عضو به سبب شرافت و لطافت و شدت ذكاء حس خود ( مانند قلب و دماغ و عين و فم معده ) ، برداشت ادويه قويّه و حادهء لذاعهء كاويه نداشته باشد . مانند : * داروهايى كه به جهت كسرت حدّت محتاجاند به تركيب با *